به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






:|

یه روز تویه رستوران نشسته بودم یه دختره اومدو ﮔﻔﺖ ببخشید ﺷﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺪ؟!
یه پوزخند زدمو با یه صدای خسته گُفتم :ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ…

ﮔﻔﺖ ﭘﺲ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﺑﺒﺮﻡ ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﮐﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ…
نابود شدم… میفهمی؟ نابود


منبع این نوشته
برچسب ها : ,
اشتراک گذاری مطلب

:|

داشتم کارهای کامپیوتری مامانمو انجام میدادمکه....

 

که یهو خسته شدم  به مامانم گفتم بسه دیگه خستم میخوام برم بخوابم...

 

بعد مامانم برگشت بهم گفت:میخواستی بچه من نشی!!(البته به شوخی گفت)

 

قیافه ی من تواون لحظه:

قیافه مامانم:

قیافه داداشم:

 

و دوباره قیافه من:



منبع این نوشته
برچسب ها : قیافه , مامانم ,
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است